تاریخچه ساخت و کاربرد کاشی قبل و بعد از اسلام

 

تاریخچه ساخت و کاربرد کاشی در ایران قبل از اسلام سرمنشأ هنرتولید کاشی وسرامیک ،سفالگری است که نخستین آثاراین هنردرایران به حدود 10 هزارسال قبل ازمیلاد می رسد که به صورت گل نپخته بوده و آثاراولین کوره های پخت سفال به حدود 6000 سال قبل ازمیلاد برمیگردد. کاشی های مدرن اولیه به طور زمخت شکل داده شده واستقامت کاشی های امروزی را دارا نبودند.مصالح کاشی ها ازکف رودخانه ها استخراج شده دربلوک های ساختمانی فرم داده شده ودرآفتاب خشک می شدند.کاشی های اولیه خام بوده اند. ولی حتی در6000 سال قبل مردم با استفاده ازرنگ زدن وکنده کاری ظریف روی کاشی ها از آنها برای تزیین استفاده می کردند. مصری های باستان اولین کسانی بودند که کشف کردند کاشی های رسی پخته شده در کوره محکم تر و در برابر آب مقاوم تر هستند. بسیاری از تمدن های باستان از کاشی های مربعی کوچک پخته شده رسی، برای تزیین در معماری استفاده می کردند. ادامه بیشرفت در صنعت سفالگری منجر به تغییراتی در روش تولید که شامل تغییر کوره ها، اختراع چرخ کوزه گری و هم در کیفیت مواد سفالگری نظیر رنگ آمیزی و لعاب کاری بوده است. زمان آغاز لعاب کاری که امکان ضد آب کردن و همچنین نقاشی کردن و زیبا سازی ظروف و سفال ها و تهیه کاشی را مقدور می کرد به حدود 5000 سال پیش می رسد. برای آنکه سطح جسم درخشنده،صاف و زیبا، ضد آب ، ضد شیمیایی و در صورت نیاز آراسته شود روی آن را پس از خنک کردن با یک لایه نازک لعاب (رنگ معدنی) به حالت مایع روی جسم خشک شده ، اندود می شود.لعاب ها اصولا مواد معدنی و سیلیسی هستند که لایه ای شیشه ای مانند در سطح خارجی سرامیک تشکیل می دهند.صنعتگران مسلمان از اکسیدهای فلزی مانند قلع،مس،کبالت،منیزیم،وآنتیمون برای لعاب کاشی استفاده می کردند که لعابی درخشنده تر و محکم تر حاصل می نمود. جز مهم کاشی، لعاب است که دو عملکرد دارد : تزئینی و کاربردی. کاشی های لعاب دار نه تنها باعث غنای سطح معمار ی مزین به کاشی می شوند،بلکه به عنوان عایق دیوارهای ساختمان در برابر رطوبت و آب عمل می کنند. سیر تحول کاشی سازی در ایران تقریبا از دوره های ایلامی حدود 1250ق.م آغاز می شود و با گذراندن مراحل تکمیلی چون آجر لعاب دار و رنگارنگ در کاخ های هخامشیان و انواع کاشی های تزئینی زرین فام،مینایی،معرق،هفت رنگ و غیره به زمان حال می پیوندند.در شوش چند قطعه کاشی مربوط به دوره ایلامی به دست آمده که معرف صنعت کاشی در آن دوران است. کاشی هفت رنگ کاشی معرق کاشی زرین فام در زمان مادها نیز نمونه هایی کشف شده،از آن جمله 100 لوح مربع شکل سفالی با نقوش هندسی به رنگ اخرا نقاشی شده که در باباجان تپه لرستان به دست آمده و حکایت از صنعت کاشی سازی دوران مادها است.از دوران هخامنشی ، کاشی های لعاب دار بسیار زیبایی از شوش و تخت جمشید بدست آمده است و بر اساس کتیبه داریوش مکشوفه در شوش،سازندگان اصلی آجرهای لعاب دار هخامنشی،بابلیان بوده اند . تپه باباجان لرستان تزیینات به جای مانده از زمان هخامنشیان حکایت از کاربرد آجرهای لعابدار رنگین و منقوش وترکیب آنها دارد، بدنه ی ساختمان های شوش و تخت جمشید با چنین تلفیقی آرایش شده اند، دو نمونه جالب توجه از این نوع کاشی کاری در شوش به دست آمده که به «شیران وتیراندازان» معروف است. علاوه بر موزون بودن و رعایت تناسب که در ترکیب اجزاء طرح ها به کار رفته، نقش اصلی همچنان حکایت از وضعیت و هویت واقعی سربازان دارد. چنان که چهره ها از سفید تا تیره و بالاخره سیاه رنگ است، وسایل زینتی مانند گوشواره و دستبندهایی از طلا دربردارند و یا کفش هایی از چرم زرد رنگ به پا دارند. از تزیینات کاشی هم چنین برای آرایش کتیبه ها نیز استفاده شده است. رنگ متن اصلی کاشی های دوره ی هخامنشیان اغلب زرد، سبز و قهوه ای می باشد و لعاب روی آجرها از گچ و خاک پخته تشکیل شده است نمونه های دیگری از این نوع کاشی های لعابدار مصور به نقش حیوانات خیالی مانند «سیمرغ» و یا «گریفن» دارای شاخ گاو، سر و پای شیر و چنگال پرندگان نیز طی حفریات چندی به دست آمده است. قطعاتی از قسمت های مختلف کاشی کاری متنوع زمان هخامنشیان در حال حاضر در مجموعه ی موزه لوور و سایر موزه های معروف جهان قرار دارد. در دوره ی اشکانیان صنعت لعاب دهی پیشرفت قابل ملاحظه ای کرد، و به خصوص استفاده از لعاب یکرنگ برای پوشش جدار داخلی و سطح خارجی ظروف سفالین معمول گردید، وهم چنین غالباً قشر ضخیمی از لعاب بر روی تابوت های دفن اجساد کشیده می شده است. در این دوره به تدریج استفاده از لعاب هایی به رنگ های سبز روشن و آبی فیروزه ای رونق پیدا کرد. بنا به اعتقاد عده ای از محققان، صنعت لعاب سازی در زمان اشکانیان در نتیجه ارتباط تجاری و سیاسی بین ایران و خاور دور به چین راه یافته، و سفالگران چین در زمان سلسله هان(206ق م –220 میلادی) از فنون لعاب دهی رایج در ایران برای پوشش ظروف سفالین استفاده می کرده اند. با وجود توسعه فن لعاب دهی به علت ناشناخته ماندن معماری دوره اشکانی در ایران، گمان می رود در این دوره هنرمندان استفاده چندانی از لعاب برای پوشش خشت و آجر نکرده و نقاشی دیواری را برای تزیین بناها ترجیح داده اند. دیوار نگاره های کاخ آشور و کوه خواجه سیستان یادآور اهمیت و رونق نقاشی دیواری در این دوره است. طرح های تزیینی این دوره از نقش های گل و گیاه، نخل های کوچک، برگ های شبیه گل« لوتوس» و تزیینات انسانی و حیوانی است، که در آرایش دوبنای یاد شده نیز به کار رفته است . در زمان حکومت ساسانیان،مجددا کاربرد آجرهای لعاب دار و صنعت موزائیک سازی گسترش یافته و صنعتگران و معماران از دو شیوه یاد شده برای آرایش و تزئین بنا استفاده می کردند. در عصر ساسانیان هنر و صنعت دوره ی هخامنشیان مانند سایر رشته های هنری ادامه پیدا کرد و ساخت کاشی های زمان هخامنشیان با همان شیوه و با لعاب ضخیم تر رایج گردید. نمونه های متعددی از این نوع کاشی ها که ضخامت لعاب آن ها به قطر یک سانتیمتر می رسد در کاوش های فیروز آباد و بیشابور به دست آمده است. در دوره ساسانیان علاوه بر هنر کاشی سازی هنر موازییک سازی نیز متداول گردید. مخصوصاً پوشش دو ایوان شرقی و غربی بیشابور ازموزاییک به رنگ های گوناگون وتزیینات گل و گیاه و نقوشی از اشکال پرندگان و انسان را در بر می گیرد. کیفیت نقوش موزاییک های مکشوفه در بیشابور گویای ادامه سبک و روش هنری است که در دوره ی اسلامی به شیوه معرق در کاشی سازی و کاشی کاری تجلی نموده است. رنگ آمیزی های متناسب، ایجاد هماهنگی و رعایت تناسب از ویژگی های کاشی کاری های این دوره می باشد . پس از گسترش اسلام، به مرور هنر کاشی کاری یکی از مهمترین عوامل تزیین و پوشش برای استحکام بناهای گوناگون به ویژه بناهای مذهبی گردید. یکی از زیباترین انواع کاشی کاری را در مقدس ترین بنای مذهبی یعنی قبةالصخره به تاریخ قرن اول هجری می توان مشاهده کرد . قبة الصخره   از اوایل دوره ی اسلامی کاشی کاران و کاشی سازان ایرانی مانند دیگر هنرمندان ایرانی پیشقدم بوده و طبق گفته ی مورخین اسلامی شیوه های گوناگون هنر کاشی کاری رابا خود تا دورترین نقاط ممالک تسخیر شده- یعنی اسپانیا( مانند کاخ الحمرا)- نیز برده اند کاخ الحمرا اسپانیا این نکته را باید یادآور شد که مراد کاشی گر و کاشی ساز از خلق چنین آثار هنری هرگز رفع احتیاجات عمومی و روزمره نبوده، بلکه شناخت هنرمند از زیبایی و ارضای تمایلات عالی انسانی و مذهبی، مایه اصلی کارش بوده است. مخصوصاً اگر به یاد آوریم که هنرهای کاربردی بیشتر جنبه ی کاربرد مادی دارد، حال آن که خلق آثار هنری نمایانگر روح تلطیف یافته انسان می باشد، همچنان که «پوپ» پس از دیدن کاشی کاری مسجد شیخ لطف الله در «بررسی هنر ایران» می نویسد، «خلق چنین آثار هنری جز از راه ایمان به خدا و مذهب  نمی تواند به وجود آید» تاریخچه ساخت و کاربرد کاشی در ایران دوره اسلامی دردوران اسلامی صنعت و هنر کاشی سازی و کاشی کاری از اعتبار و ارزش ویژه ای برخوردار بود و همراه با دو علت اساسی یکی آرایش و دیگری استحکام بخشی به بنا مورد توجه بوده است تا دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت کاشی کاری نداریم و تنها اواسط قرن سوم هجری هنر کاشی کاری احیا شده و رونقی مجدد یافت بررسی های انجام شده در محوطه ها و شهرهای اسلامی نشان می دهد که صنعتگران اواخر قرن چهارم هجری به ساخت کاشی و نحوه لعاب دهی آن آشنا بوده اند و در بعضی منابع تاریخی و ادبی اشاره شده که استفاده از کاشی در آرایش بناها در اوایل اسلام مرسوم و متداول بوده است نخستین نشانه های کاشی کاری بر سطوح معماری،به حدود سال450 ه.ق باز می گردد.رواج کاشی کاری دوره اسلامی در زمان سلجوقیان به اوج رسیده است.سلاطین سلجوقی قرن پنجم و ششم از حامیان بزرگ صنعت بودند و هنرمندان و صاحبان حرفه را در بارگاه و مقر حکومت خود در مرو و نیشابور حمایت نموده و در کاشان،هرات،ری و اصفهان گرد هم آوردند مرکز اصلی تولید،شهر کاشان بود تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تکنیک ساخت،در این شهر تولید می شد.اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش،چلیپا و شش ضلعی برای تشکیل نمودن از اره های درون ساختمان ها با یکدیگر ترکیب می شدند.   از کاشی های لوحه مانند در فرم های مربع یا مستطیل شکل و به صورت حاشیه و کتیبه در قسمت بالایی قاب از اره ها استفاده میشد.قالب ریزی برخی از کاشی ها به صورت برجسته انجام می شد در حالی که برخی دیگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزئین می شدند.در این دوران از سه تکنیک لعاب تک رنگ،رنگ آمیزی مینایی بر روی لعاب و رنگ آمیزی زرین فام بر روی لعاب استفاده میشد تا اوایل قرن هفتم هجری،ماده مورد استفاده برای ساخت کاشی ها گل بود اما در قرن ششم هجری،یک ماده دست ساز که به عنوان خمیر سنگ یا خمیر چینی مشهور است،معمول گردید و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت.تکنیک استفاده از لعاب تک رنگ،ادامه کاربرد سنت های پیشین بود اما در دوران حکومت سلجوقیان،بر گستره لعاب های رنگ شده،رنگ های کرم،آبی فیروزه ای و آبی لاجوردی-کبالتی-نیز افزوده گشت.سفال گر اهل کاشان به نام ابوطاهر،توضیحاتی را در خصوص برخی روش های تولید کاشی،نگاشته است.وی واژی هفت رنگ را به تکنیک رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب اطلاق کرد این تکنیک در دوره ی بسیار کوتاهی بین اواسط قرن ششم تا اوایل قرن هفتم هجری از رواجی بسیار چشمگیر برخوردار بود لعاب زرین فام که ابوالقاسم عبد الله بن محمد بن علی بن ابی طاهرمورخ دربار ایلخانیان) آن را دو آتشه می خواند ،رایج ترین ومعروف ترین تکنیک در تزئینات کاشی بود. این تکنیک ابتدا در قرن دوم هجری در مصر برای تزئین شیشه مورد استفاده قرار می گرفت .مراحل کار به این شرح بود که پس از به کارگیری لعاب سفید بر روی بدنه ی کاشی و پخت آن ،کاشی با رنگ دانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شد و مجددا در کوره حرارت می دید و در نهایت به صورت شئ درخشان فلز گونه ای درمی آمد .با توجه به مطالعات پیکره شناسی که برروی نخستین کاشی های معروف به زرین فام انجام گرفته نیز از آنجایی که در این نوع از کاشی ها بیشتر از طرح های پیکره ای استفاده می شده تا الگوهای گیاهی ، می توان گفت این نوع از کاشی ها به ساختمان های غیرمذهبی تعلق داشته اند صنعت کاشی به تدریج گسترش یافت به طوری که ساخت کاشی های زرین فام و به کارگیری آن در معماری به ویژه در بناهای مذهبی از اوایل دوره سلجوقی آغاز گردید و در نهایت در زمان خوارزمشاهیان و ایلخانیان به اوج ترقی رسید در زمان خلفای اموی وعباسی در ایران یکی از بدعت های مهم در صنعت سرامیک پایه ریزی شد و آن ایجاد لایه ی انگوب (یک پوشش و یا لایه گلی سفید بر روی فرآورده بود ) است که امروزه در صنعت کاشی از این روش زیاد استفاده می شود . در حقیقت این لایه ی انگوب باعث می شود که ترکیب بدنه و لعاب بهتر به هم چسبیده و لعاب پوشش بهتری داشته باشد . در این دوران لعاب ها با جلای خاص تقریبا مشابه جلای فلزی بوده که ناشی از احیاء اکسیدهای فلزی در کوره بوده و به لعاب های زرین فام مشهور شده اند. در زمان مغولان،هولاکوخان مغول جمعی از هنرمندان چینی را در ایران سکونت داد و از تبادل فکری ایرانیان و چینیان ،کاشی کاری رونق گرفت و استفاده از آجرهایی که اطراف آن را لعاب داده بودند معمول گشت . یکی از مهم ترین بناهایی که از این دوران می توان نام برد مقبره الجایتو سلطان محمد خدابنده(گنبد سلطانیه در زنجان) است .در این دوران روش برجسته کاری بر روی کاشی رواج داشته و بسیاری از کاشی ها ستاره ای شکل که حاشیه ی آن ها با کتیبه و وسط آن ها با نقوش حیوان و گل و گیاه تزئین شده در کارگاه های کاشی سازی آن زمان در تخت سلیمان ساخته شده است یکی از انواع کاشی که در "گنبد سلطانیه " به کار رفته است ؛کاشی های طلایی یا زرین فام است. این نوع کاشی ،به کاشی قاقازمغازه ای یا رنگین کمانی نیز معروف است و وجه تسمیه ی آن شباهت رنگ این نوع کاشی به طیف رنگی موجود در رنگین کمان است . گنبد سلطانیه ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری ، تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سال های 642-654 ه.ق بر جای نمانده است . پس از این سال ها ، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود کردند و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه ی چنین اقداماتی ، احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران ، تکنیک مینایی از بین رفت و گونه ی دیگری از تزئین سفال که بعدها عنوان لاجوردینه را به خود گرفت ،جانشین آن شد. در این تکنیک ،قطعات قالب ریزی شده با رنگ های سفید ،لاجوردی، و در موارد نادری فیروزه ای ، لعاب داده می شدند و پس از اضافه شدن رنگ های قرمز،سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب ،برای بار دوم در کوره قرار داده می شدند در اوایل دوره ایلخانی ،تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد ، اما درربع پایانی قرن هفتم ،رنگ های لاجوردی و فیروزه ای به میزان اندکی مورد استفاده قرار گرفتند . با رو به زوال نهادن حاکمیت ایلخانیان در اواسط قرن هشتم ،عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت . کاشی های معرق-موزاییکی-تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگ هایی متفاوت جانشین قاب های عظیم زرین فام و کتیبه ها شدند به علاوه در زمان سلسله ی ایلخانی تحول مهم دیگری در نماسازی بناها به وجود آمد و استفاده از اشکال هندسی در تزئینات بناها در مغرب ایران به ویژه در حوال مراغه رونق گرفت. در این دوران زمینه و اساس ساخت کاشی های معرق بنا نهاده شد. معرق کاری عبارت است از قطعه های بریده شده ی کاشی که نقوش مختلف را از رنگ های متفاوت تراشیده و در کنار یکدیگر قرارداده و به شکل قطعاتی بزرگ درآورده و روی دیوار نصب می شود تا زینت بخش بنا گردد. این نقوش گاهی از نقش های گره کشی و گاهی از نقش های مختلف مانند گل و بوته سازی اسلیمی ها که هرکدام جداگانه می توانند بنایی را زینت بخشد . معرق کاری با موزاییک سازی به طور کلی و گسترده ، روشی است که در آن ، قطعات کوچک با رنگ های گوناگون را طوری در مجاورت هم قرار می دهند که یک طرح یا تصویر کلی ایجاد می شود که بی شباهت به پرده ی نقاشی نیست . در این شیوه ، قطعات کوچک به شکل و اندازه های مختلف بریده می شوند و از آن ها طرح هایی به شکل موزاییک ترکیب می شود. این قطعات که از روی نقشه پهلوی هم قرار می گیرند به وسیله ی گچ که از پشت ریخته می شود به هم می چسبند واین گچ مایع ،سوراخ ها و منافذ را طوری پر می کند که طرح ،یک تکه جلوه می نماید . این قطعات کوچک وقتی از فاصله خیلی زیاد دیده می شوند ، اثری بر شبکه ی چشم می گذارند و نتیجه ای به وجود می آورند که می تواند امپرسیونیسم نامیده شود . ترکیب کاشی های معرق از اختراعات ایرانی است که عظمت و شکوه آن در دوره صفوی به اوج خود رسید . به خصوص هزینه ی معرق به مراتب کم تر از هزینه کاشی های مینایی بود و علت این امر نیز واضح است ،چون در کاشی های مینایی لازم بود پس از کشیدن رنگ و نقش ، یک بار دیگر آن را در کوره بگذارند و این عمل گذشته از هزینه اضافی که داشت چندان هم مورد اطمینان نبود، چون ممکن بود کاشی ها از کوره سالم بیرون نیایند . به هر حال، صنعت کاشی کاری معرق در دوران صفوی به منتهای ترقی و کمال خود می رسد و عصر طلایی خود را تشکیل می دهد . در این دوره ، مراکز مهم معرق سازی ، شهرهای اصفهان ، یزد ، هرات، کاشان ، سمرقند و تبریز بوده اند ، ولی هنر کاشی کاری اصفهان هنر غالب و برتر این دوره به شمار می رود. در این قسمت لازم است ، مطالب بیشتری راجع به طریقه پختن و ساخت کاشی های معرق بیان شود . در ابتدا تعدادزیادی کاشی های یک رنگ لعابی که هر یک رنگ مختلفی دارد ، پخته می شوند . سپس طرحی را که باید بر روی کاشی ها رسم کرد به نقاش می دهند تا بر روی کاغذ ترسیم کند. این کاغذ را شماره بندی کرده ،به قطعات لازم تقسیم می کنند وبعد روی کاشی می چسبانند.سپس کاشی ها را تراشیده و آماده قرار گرفتن بر روی طرح یا زمینه ی اصلی می کنند. آنگاه قطعات کاشی ها را بر روی این محل های بریده شده قرار می دهند یا به اصطلاح جاکاری می کنند و دور طرح اصلی را با یک چهارچوبه می گیرند تا کاشی ها در جای خود ثابت بمانند و بعد از آن، لایه ضخیمی از گچ را در پشت آن می ریزند و چند روز صبر می کنند تا به اصطلاح ، گچ ، خود را بگیرد و محکم شود . بدین ترتیب، یک طرح کاشی کاری معرق تهیه می شود و سپس آن را در محل موردنظر نصب می کنند . کاشی معرق این حسن را دارد که بر سطوح غیر مسطح همچون بدنه گنبدها و گلدسته های کوچک و حتی مقرنس های ظریف قرار می گیرد و چنانچه نیاز به مرمت پیدا می کند کم تر دچار عدم هماهنگی با بقایای کاشی های سالم مانده می شود . صنعت کاشی سازی و شیوه های کاشی کاری به پیشرفت ادامه داد تا زمان صفویه که مسجدسازی و تزئین دیوارهای آن با کاشی زیبا و متنوع، به حد کمال رسید . از متداول ترین و مرسوم ترین روش ها در زمان صفویه ساخت کاشی های هفت رنگ است. اکثر نویسندگان و متخصصان هنر اسلامی معتقدند که شاه عباس به قدری در اتمام کاشی کاری عجله داشت که نمی توانست در انتظار کاشی های معرق بنشیند و هنرمندان آن زمان برای پیشرفت کارها، کاشی هفت رنگ را ابداع کردند؛ به این معنا که آجرهای پخته لعاب داری تهیه کردند که وقتی پهلوی هم قرار داده می شدند، نمایش معرق را داشت واز آن به بعد کاشی هفت رنگ برای تزئین ابنیه در ایران معمول گشت . به طور کلی کاشی های هفت رنگ دو مزیت بر کاشی معرق داشته اند ؛ اول این که هزینه ی تولید آن ها بسیار ارزان تر از کاشی های معرق بوده و دوم این که تولید آنها به زمان کمتر و کوتاه تری احتیاج داشته است . تنها اشکال کاشی های هفت رنگ این بود که چندان به ظرافت و درخشندگی کاشی های معرق نبودند . بعد از نقاشی طرح ها بر روی کاشی های هفت رنگ ،مجدد آنها را در کوره قرار می داده اند . صنعتگران دوره ی صفوی در کاشی های هفت رنگ موفق شده اند که هفت رنگ یا بیشتر را در یک کاشی که مساحتش یک فوت مربع بود، جمع آوری کنند و به کار ببرند . بدین ترتیب توانسته اند رنگ های زیادی را در مساحت کم به کار برند. در این طریق، نقوش دیگر مانند کاشی های معرق منحصر به اشکال هندسی نبود و کاشی کاران توانسته اند بعضی از مناظر مختلف و اشکال انسانی را نیز بر روی این کاشی ها رسم کنند. موضوع جالبی که در مورد فن و شیوه ی تهیه کاشی های هفت رنگ در دوران صفوی وجود دارد این است که در مدرسه ی مادر شاه اصفهان احتمالأ به واسطه این که باید قسمت اعظمی را کاشی کاری می کرده اند تکنیک جدیدی برای ساختن کاشی های هفت رنگ ابداع شد. در این تکنیک به جای آن که مطابق معمول کاشی های هفت رنگ را دو بار در کوره قرار دهند آن ها را فقط یک بار در کوره می گذاشتندو بدین ترتیب کاشی های لازم برای کاشی کاری سریع تر آماده می گردید. در مورد طریقه ی پخت و جنس کاشی های هفت رنگ باید گفت که ترکیبات اصلی این کاشی ها ،از نود و پنج درصد گل رس خالص و حدود پنج تا ده درصد شن به وجود آمده است . اندازه ی این کاشی ها معمولأ بیست سانتی متر است و مربع شکل هستند . ابتدا گل و خمیره ی این کاشی ها را در چارچوب های مربع شکل قرار می دهند؛ در آفتاب خشک می کنند؛ سپس به وسیله یک تکه پارچه، آنها را مرطوب کرده، با یک قطعه سنگ مسطح، سطح آنها را کاملا صاف می کنند. در این مرحله، کاشی ها آماده ی لعاب دادن هستند. پس از لعاب دادن ، آنها را به صورتی در کوره می گذارند که کاشی ها با یکدیگر تماس نداشته باشند. سپس آنها را شش ساعت حرارت می دهند و بعد 48 ساعت صبر می کنند تا کاملا خنک شوند. پس از دومین مرتبه ی حرارت دادن کاشی ها در کوره، کاشی های هفت رنگ برای استفاده آماده هستند . این تکنیک، ترکیب رنگ های مختلف و متعددی را بر روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین در چنین شیوه ای، رنگ ها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند؛ زیرا توسط خطوط رنگینی مرکب از منگنز و روغن دنبه از یکدیگر جدا می شدند. کاشی کاری منسوب به زمان زندیه را بدون تردید و تأمل نباید تمامأ اصیل شمرد. چرا که در طول سده ی سیزدهم، شیراز دچار آسیب های شدید زمین لرزه گردید که متعاقبأ منجر به مرمت های بسیار شد و بنابراین جای تردید است که کدامیک از معماری های اجرا شده در دوران کریم خان به صورت اصلی خود، دست نخورده باقی مانده است. صنعت و هنر کاشی سازی و کاشی کاری در دوران قاجاریه در تزئینات و رنگ های مورداستفاده به یکباره تغییر یافت و تزئیناتی که در ساختمان ها در طی چندین قرن گذشته بسیار عالی و با شکوه انجام می شد در زمان قاجاریه کاشی کاری محدود به بنای مساجد و مزارها و بقاع و خانقاه ها نماند. بلکه شامل کاخ ها و عمارت های اعیانی و دروازه تزیینی شهرها و نهادهای دولتی نیز گردید. نمونه های زیادی از کاشی کازی دوران قاجاریه در دست است که تزیینات آن ها اکثرأ در بر گیرنده تصاویری از افسانه های ملی ایران و سربازان و پادشاهان است و بعضی مواقع تصاویری از طبیعت که همگی با رنگ های روشن و تند کار شده اند و به لحاظ ورود مقادیر زیادی رنگ های خارجی از قبیل زردهای تند و قرمز و صورتی وسفید متمایل شده و جای رنگ های زیبای فیروزه ای و لاجوردی را گرفتند . نمونه هایی از کاشی کاری های دوران قاجاریه می توان به کاخ گلستان تهران و کاخ سلطنت آباد، دروازه ی شهر سمنان، باغ ارم شیراز و مدرسه ی عالی سپهسالار تهران اشاره نمود . البته از این دوران نمونه هایی به صورت نادر و متفاوت با کارهای آن زمان وجود دارد. مانند کاشی های مسجد وکیل شیراز که بسیار عالی کار شده اند . . دروازه ی ارگ سمنان کاخ سلطنت آباد کاخ گلستان تهران مسجد وکیل شیراز مدرسه ی سپهسالار تهران باغ ارم شیراز اواخر دوران قاجاریه و همچنین زمان پهلوی افزایش روابط ایران و اروپا در روند شکل گیری صنعت کاشی سازی ایران اثرگذار بود وبا گذشت زمان و افزایش جمعیت به لحاظ مسائل بهداشتی و ساختمان سازی های متعدد نیاز به کاربرد کاشی در ساختمان ها بیشتر احساس می شد و باید تولید کاشی به صورت انبوه و متنوع گسترش می یافت که خود مستلزم داشتن تجهیزات بیشتر و پیشرفته بود و تولیدات کارگاه های سنتی جوابگوی نیاز امروز نبود، به ناچار صنایع داخلی به وارد کردن مواد(مانند انواع لعاب ها و رنگ ها)و تجهیز آن روی آوردند و یا کاشی های آماده و تولیدی کشورهای دیگر را واردنمودند. خلاصه این که ادامه ی کاشی سازی در ایران به آن جا منجر می شود که اولین کارخانه ی کاشی با تولید انبوه، ایرانا در سال 1336 هجری شمسی راه اندازی شد و بعد از آن به ترتیب کاشی سعدی در سال 1343 و در ادامه کاشی پارس و اصفهان و نیلو در سال 56 و به همین ترتیب کارخانه های دیگر راه اندازی و شروع به کار کردند، به طوری که در حال حاضر قریب به 40 کارخانه کاشی سازی به صورت صنعتی انواع کاشی را تولید می کنند وتعدادی نیز در حال احداث می باشند. البته در کارخانجات پیشرفته در کشورهنوز کارگاه هایی به تولید کاشی های سنتی اشتغال دارند که برخی به صورت کاملا سنتی کار می کنند و بسیاری از آن ها مواد موردنیاز مانند لعاب و رنگ ها را به صورت صنعتی و آماده خریداری و استفاده می نمایند .

/ 1 نظر / 460 بازدید
خانواده ي مجازي ماباهم

خانواده ي مجازي ماباهم راه اندازي شد....ماباهم محيطي زيبا آسان و ديناميك براي دوستيابي گفتگو تبادل نظر مي باشد. شما اين شانس را داريد كه جزو اولين اعضاي ماباهم باشيد و اولين گروهها را تشكيل داده و مدير گروه دلخواهتان باشيد براي عضويت در اين خانواده به سايت www.mabaham.ir مراجعه كنيد